/مدل‌های رهبری: رهبری مشارکتی

مدل‌های رهبری: رهبری مشارکتی

 

ویکتو روم و فیلیپ یتان در سال ۱۹۷۳ الگوی رهبری مشارکتی را براساس رفتار رهبر و مشارکت اعضا در تصمیم‌گیری ارائه کردند. آنها معتقد بودند که رفتار رهبر باید تغییر کند تا منعکس کننده ساختار کاری باشد که باید انجام شود. الگوی ذکر شده، حالت دستوری دارد یعنی برای تعیین شیوه‌ی مشارکت در تصمیم‌گیری، با توجه به شرایط مختلف، باید مجموعه قانون و مقررات به صورتی دقیق رعایت گردد و با توجه به شرایط مختلف میزان مشارکت افراد در تصمیم‌گیری تغییر کند این الگو همان درخت تصمیم‌گیری که دارای انواع متغیرهای اقتضایی می‌باشد.

رهبری مشارکتی ( Participative leadership)

رهبری است که سازمان را متعلق به همه افراد و همه افراد را متعلق به سازمان می داند، خرد جمعی را ارج می‌نهد و خود را نیازمند مشورت می‌داند. از نظر او موفقیت حاصل مشارکت همه گروه‌ها و هم فکری و تلاش ذهنی و جسمی همه افراد سازمان است باتوجه به اینکه به همگان حق اظهار نظر و مشارکت را داده است در افراد نوعی حس تعلق خاطر و مالکیت نسبت به سازمان ایحاد می‌شود و با دل و جان کار می‌کنند و منافع خود را در منافع سازمان می‌بینند. به عبارت دیگر مشارکت می‌کوشد تا شنیدن صدای دیگران را آسان سازد، احساس مالکیت را فراهم آورد، حاشیه نشینی را از میان بردارد، ناتوانان را نیرومند سازد و فرهنگ سکوت را در هم شکند. در این نوع رهبری و اعتماد کاملی نسبت به زیردستان ابراز می­‌شود با اینکه تصمیم­‌گیری به طور وسیع و برابر در سازمان توزیع می‌گردد ولی از یک وحدت و یگانگی برخوردار است. ارتباطات نه فقط در جهت‌های بالا و پایین بلکه بین گروه‌ها جریان دارد. انگیزش کارکنان بر اثر مشارکت مستقیم آنها در تعیین پاداش‌های اقتصادی، هدفها، بهبود روش‌ها و ارزشیابی پیشرفت در جهت هدف‌ها بوجود می‌آید. تحت این نوع رهبری کنش و واکنش متقابل رئیس و مرئوس گسترده، دوستانه و توأم با اعتماد و اطمینان فراوان است. از لحاظ فراگرد کنترل، مسئولیت جمعی و گسترده‌ای وجود دارد که واحدهای پایین تر، کاملاً در آن مشارکت دارند.

رهبری مشارکتی بر چند پایه استوار است، که رهبری برای اثر بخشی سازمان از منابع زیر استفاده می کند:

الف) بازوی کارکنان : قدرت بدنی و تلاش بدنی

ب) قلب کارکنان: رضایت وفاداری و تعهد

ج) فکر کارکنان: اندیشه و قدرت ابتکار

بنابراین نیروی انسانی و اهمیت آن در سازمان حقیقتی است که از نظر هیچ کس پوشیده نیست نقش جایگاه این منبع و توانمندیهای بی نظیر او حیات و دوام سازمان‌ها در گرو جلب رضایت و توجه افزونتر به خود نهاده است.

یکی از نخستین وظایف رهبران کشف راهکارهای لازم جهت بکارگیری نیروی انسانی می‌باشد، بگونه‌ای که عملکرد آن‌ها به بالاترین سطح ممکن برسد بدین معنی که بیشتر تلاش کنند، بطور منظم در محل کار حاضر شوند و برای تحقق اثر بخش هدف‌ها و تصمیم‌های سازمانی کوشش می کنند.

مزایا تصمیم گیری مشارکتی

ابزار اصلی موفقیت رهبران مشارکتی استفاده آن‌ها از تصمیم گیری مشارکتی است. که اجازه می‌دهد تا کارکنان تمام سطوح سازمان در تصمیم گیری نهایی نقش داشته باشند. مطالعات مختلف نشان می‌دهد که تصمیم گیری مشارکتی مزایای بالقوه ارائه می‌دهد. برخی از این مزایا عبارتند از:

  • تصمیم گیری مشارکتی می تواند رضایت شغلی کارکنان را افزایش می دهد.
  • تصمیم گیری مشارکتی می تواند سطح نوآوری را در سازمان را افزایش دهد.
  • تصمیم گیری مشارکتی می تواند کیفیت تصمیم را افزایش دهد.
  • تصمیم گیری مشارکتی می تواند به کیفیت زندگی کاری کارکنان کمک کند.
  • تصمیم گیری مشارکتی می تواند انگیزه کارکنان را افزایش دهد .
  • تصمیم گیری مشارکتی می تواند سطح تعهد کارکنان را افزایش دهد.

موانع رهبری مشارکتی

گرچه بسیاری از نتایج حاصل از تحقیقات نظری و تجربی در مورد موفقیت رهبری مشارکتی در سازمان و به تمایل کارکنان به درگیری بیشتر در تصمیم گیری‌های سازمانی مربوط است که رفاه آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد  و گرچه به نظر می‌رسد که اکثر سازمان‌ها رهبری خود را به سمت رهبری حمایتی و سبک مشارکتی تغییر داده‌اند. اما با این حال تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از سازمان‌ها هنوز بر تصمیم‌گیری در سطوح بالا تمرکز دارند.این مشکل می‌تواند به دلایل فرهنگی و یا به دلیل اینکه هنوز رهبران یا آگاه نیستند و یا متقاعد نشده‌اند که مشارکت یک رویکرد رهبری سالم و دقیق و بی خطر است.

تکنیک های مشارکت

  • تهیه و تنظیم فرهنگ مشارکت
  • تعریف روشنی از اهداف
  • ایجاد یک سیستم پاداش
  • پاسخگو بودن و مسئولیت‌پذیری کارکنان در مورد تصمیم‌گیری
  • به اشتراک‌گذاری اطلاعات
  • توسعه دانش و آموزش
  • تقسیم قدرت
  • نقش رهبری

کاربرد رهبری مشارکتی

در سازمان‌هایی که نوآوری و خلاقیت رمز موفقیت و نیاز به مشارکت کارکنان مهم‌ترین عامل در ماندگاری سازمان است، این سبک از رهبری مناسب است. این نوع رهبری برای شرایط غیربحرانی بسیار موثر است و در شرایط بحرانی که نیاز به سرعت در تصمیم‌گیری دارد پاسخ معکوس می‌دهد. برای سازمان‌هایی که تمرکز بر بهبودهای عملیاتی و بهبود محصول یا ارائه بهتر خدمت دارند، نیز مناسب است و اما این روش معایبی همچون طولانی شدن تصمیم‌گیری‌ها و مشخص نشدن برخی از ناکارآمدی‌های فردی است.

نتیجه

امروزه کارکنان از تحصیلات بالایی برخوردار هستند و کارها بیشتر تخصصی شده است، بنابراین نمی‌توان مثل گذشته آن‌ها را وادار به انجام کار کرد. در سازمان‌های امروزی نیاز بیشتری به مشارکت کارکنان در رهبری سازمان می‌باشد. در حقیقت تغییر سبک رهبری از حالت رهبری استبدادی به سمت رهبری مشارکتی منجر به موفقیت هر چه بیشتر سازمان می‌گردد. سبک رهبری که منجر به مشارکت گروهی کارکنان و تشکیل گروه‌های کاری، موجب انجام اثر بخش، کارآمد، منظم و هماهنگ کارها می‌گردد. علاوه بر این، بکارگیری سبک رهبری حمایتی و مشارکتی منجر به افزایش لذت انجام کار در کارکنان می‌گردد. همچنین امروزه رهبری مشارکتی به عنوان یکی از عناصر تئوری نئوکلاسیک مطرح است که نوعی سبک رهبری است که مشخصه آن کاربرد فراوان روش تصمیم‌گیری گروهی، تشریک مساعی، همکاری و هم‌فکری رهبر با زیر دستان در انجام وظایف رهبری، تشویق و ترغیب آنان به کار، ارتباطات بطور موازی و عمودی، توجه به روابط انسانی می‌باشد.