/مدل‌های رهبری: رهبری بورکراتیک(بوروکراسی)

مدل‌های رهبری: رهبری بورکراتیک(بوروکراسی)

رهبری بورکراتیک(بوروکراسی)

این مدل از رهبری از دو واژه، بوروکراتیک(به فرانسوی: Bureaucratie) و بوروکراسی(به انگلیسی: Bureaucracy)که از دو بخش bureau به‌ معنی میز و دفتر کار و پسوند cratie- به‌معنی سالاری ساخته شده‌است، برابر فارسی آن «دیوان‌سالاری» است. به‌طور کلی، دیوان‌سالاری یا بوروکراسی به‌معنی یک سیستم کارکرد عقلانی و قانونمند است.

نخستین بار، بوروکراسی به عنوان یک پدیده اجتماعی و با توجه به کاربرد عملی آن، مورد استفاده قرار گرفت.این مدل دیدگاه خود را عمدتاً بر روی تأثیر سازمان‌های بوروکراتیک در ساختار سیاسی جامعه متمرکز کرد و بیشتر به علت وجودیِ سازمان‌ها و نحوه‌ی اِعمال قدرت در آن‌ها نظر داشت و اصطلاح بوروکراسی را در دو معنی بیان شد:

  1. مجموع مقامات اداری
  2. سازمانهای بزرگ رسمی در جامعه ی امروزی.

در ادامه مباحث مربوط به مدل های رهبری، در این مقاله قصد داریم درمورد رهبری بورکراتیک (بوروکراسی)صحبت کنیم.

رهبری بوروکراتیک(Bureaucratic Leadership )

این مدل از رهبری برای سازمان‌هایی که کارهای دقیق و علمی و حساس انجام می‌دهند و لزوم توجه به قوانین و دستورالعمل‌ها برای انجام درست کار و موضوع ایمنی در آن جدی است، بسیار مناسب است. مزایای این روش رهبری سازمانی، بالا بردن ایمنی و کم‌کردن ریسک ناشی از کارکردهای تعیین نشده است.

این مدل از رهبری جز سبک دستوری در رهبری به حساب می‌آید. که در آن رهبر گروه به موضوع درست و دقیق کار اهمیت خاصی می‌دهد و سایر افراد را با این شرط که کارها باید کاملا دقیق انجام شود، رهبری می کند.

بوروکراسی به عنوان یک نظام فوق‌العاده موفق در جهت سازمان‌دهی مؤسسات اداری و خدماتی معرفی شده‌ است.

هدف از ارایه این مدل این است که اساساً این روش قصد نداشته که پدیده‌ای خوب یا بد را پیشنهاد کند، بلکه در نظر داشته که الگو و ضابطه‌ای برای بررسی سازمانهای بزرگ باشد.

مهم‌ترین ویژگی‌های مدل ایده‌آل بوروکراسی به‌طور خلاصه عبارت‌اند از:

  • تخصصی شدن کارها در حد عالی (تقسیم کار)
  • ساختار قدرت مبتنی بر سلسله مراتب
  • اصول و قواعد شکل‌یافته رفتار (حاکمیت قوانین و مقررات و غیرشخصی بودن اداره‌ی امور)
  • جدایی اعضای دستگاه اداری از مالکیت سازمان یا وسایل تولید
  • استخدام کارکنان بر اساس توانایی و دانش فنی
  • ضبط و نگهداری سوابق تصمیمات، اقدامات و مقررات اداری
  • وجود یک نظام انضباط و نظارت یکنواخت انحصاری نبودن مقامات سازمان وجود یک نظام پاداش و خدمت استمرار وظایف رسمی

براساس فلسفه و راه رسمی که سازمان‌های اداری و جوامع بشر برای اداره امور عمومی جامعه دنبال می‌کنند، چهار نوع بوروکراسی تشخیص داده شده‌است:

۱)بوروکراسی محافظ (Guardian Bureaucracy): در این نوع بوروکراسی سازمان‌های بزرگ اداری در جامعه به وجود آمده و به کار می‌افتند تا از یک نوع فلسفه خاص زندگی اجتماعی و آرمان ملی، حفاظت و حراست کنند. مجموعه‌ای از اعتقادات، آداب و رسوم و سنن پذیرفته شده‌ است و در واقع فلسفه سیاسی تمامی مردم جامعه به شمار می‌آید. در این نوع از بوروکراسی همه‌جا و همه وقت شعار وحدت به گوش می‌رسد. همه افراد جامعه بر این نکته اتفاق نظر دارند که آرمان مقدس سیاسی و فلسفه زندگی اجتماعی پذیرفته شده موهبتی است ازلی و ابدی تا دنیا دنیاست پایدار و قابل اجرا بوده و باید محترم شمرده شود.

۲)بوروکراسی طبقاتی (Caste Bureaucracy): وقتی سازمان بوروکراسی بخواهد فردی را به صرف عضویت در طبقه‌ای عالماً و عامداً در رأس یکی از مشاغل مهم قرار دهد، بوروکراسی رنگ و ماهیت طبقاتی به خود می‌گیرد. این نوع بوروکراسی در زمره ابزار غیرقابل اجتناب یک حکومت الیگارشی یا اریستوکراسی به شمار می‌آید. از خصایص این نوع بوروکراسی وجود امتیازات طبقاتی، همبستگی طبقاتی، احساس عدم امنیت و تأمین خود و جستجو برای یافتن حامیان سیاسی نیرومند است.

۳)بوروکراسی جانبداری حزبی (Bureaucracy Patronage): فلسفه کلی بوروکراسی مبتنی بر جانبداری حزبی این است که قدرت سیاسی و اداری را با تمسک به سازمان‌هایی که نفوذ در افکار عمومی اجتماع دارند، تأمین کند. شالوده این گونه نظام اداری، اجتماع بر نوعی منطق سیاسی است که به موجب آن حکومت اکثریت در یک جامعه دموکراتیک دیری نمی‌پاید مگر این که مردم خود دستگاه دولت و ماشین سازمان اداری حکومت را در دست گرفته باشند، آسان‌ترین راه حل به این مقصود  واگذاری مشاغل دولتی در دست افراد و حزب اکثریت و کسانی است که وفاداری خود را به سیاست و اعتقادات حزب و اکثریت مردم به اثبات رسانیده باشند. این نوع بوروکراسی بیشتر تحت عنوان اصطلاح دیگری هم که به نام «نظام غنایم جنگی» مشهور و مصطلح شده مطرح است.

۴)بوروکراسی مبتنی بر لیاقت (Merit Bureaucracy): بوروکراسی جانبداری حزبی با همه سازگاری که با روح و فلسفه حکومت و دموکراسی دارد، باز به سهولت می‌تواند علیه مردم و منافع آن‌ها به کار افتد. از یک سو در اثر این نوع بوروکراسی رشد فکری و بلوغ سیاسی و اجتماعی در مردم افزایش یافته و سطح توقع و انتظار در آنان بالا می‌رود و از سوی دیگر تأمین احتیاج و ترس از دیکتاتوری و ارائه خدمت با کیفیت بهتر و کارایی مطلوب تر را الزام آور می‌کند. در این نوع بوروکراسی قلمرو اداره از شمول اختیار عامه مردم خارج می‌شود و مشاغل بوروکراسی عمومی در دست اقلیت خبره و متخصص در اداره امور اجرایی قرار می‌گیرد.

درمورد مبحث بورکراسی ایده‌ها و مدل‌هایی توسط افراد زیادی مطرح شده است، که برای مثال:

  • مدل مرتون (Merton Model)

در این مدل، بوروکراسی به عنوان یک وسیله کنترل، سبب بدآموزی در اعضاء سازمان می‌شود. در اثر آن و در اثر تأکید بر رفتار قابل اعتماد و استفاده از تکنیک‌های مربوط در این مورد سه نتیجه حاصل خواهد شد:

۱.از ارتباطات بین اعضاء تا حدود زیادی کاسته شده ، ارتباطات اداری و نقش‌ها جایگزین آن می‌شود.

۲.مقررات سازمانی جزء شخصیت ذاتی اعضاء می‌شود.

۳.در اثر وجود سلسله مراتب رسمی در تصمیم‌گیری انگیزه برای تحقق در جهت یافتن راه‌های بهتر و آفرینشگری از بین می‌رود.

در نتیجه عوامل فوق صعوبت در رفتار اعضاء افزایش یافته و بر میزان اعتماد به آن افزوده می‌شود، اما در عین حال اعمال و کردار اعضاء در پشت مقررات موضع دفاعی به خود گرفته و موجبات اشکال در برخورد با ارباب رجوع را فراهم می‌آورد.

  •  مدل سلزنیک (Selznik Model) 

برخلاف مدل مرتون که در آن بر مقررات به عنوان عامل کنترل مورد تأکید قرار می‌گیرد. در مدل سلزنیک واگذار کردن اختیار احتیاج به اعمال کنترل را برآورده می‌کند. در این جا نیز نشان داده می‌شود که چگونه در اثر استفاده از یک عامل غیر کنترلی (تفویض اختیار) می‌توان به نتایج ناخواسته دست یافت. تفویض اختیار مستلزم افزایش سطح آموزش در زمینه‌های تخصصی است. دراثر محدود شدن اعضاء در عمل به شمار محدودی از مشکلات، از یک سو تجربه آنان در زمینه‌های مربوط به آن افزوده شده و از سوی دیگر از فاصله‌ها و حاصل کار کاسته می‌شود. این وضع سبب می‌شود که شاخه شاخه شدن علایق و واحدی شدن امور در سازمان تقویت شده، تضاد بین هدف‌های فرعی واحدها افزوده شود. هدف‌های فرعی واحدها نسبت به هدف‌های سازمان از اولویت بیشتری از نظر اعضاء برخوردار شده و در یک دور تسلسل موجبات تفویض اختیار بیشتر را فراهم می‌آورد.

  •   مدل گولدنر (Gouldner Model)

در این مدل مقررات کلی و غیر شخصی عادی تنظیم شده، رویه‌های کاری در سازمان محسوب و بر آن تأکید می‌شود که چگونه در اثر حفظ تعادل در سیستم‌های فرعی در سازمان، تعاون موجود در سیستم بزرگ آن مورد تهدید واقع خواهد شد. از جمله نتایج اجرای این مقررات کاهش آثار حاصله از سرپرستی مستقیم است که در اثر آن تمایل به رفع تکلیف در اعضاء گسترش یافته و به دلیل بروز اختلاف در هدف‌های سازمانی در نهایت به ایجاد تقاضا برای اعمال سرپرستی بیشتر و نظارت از نزدیک منجر می‌شود.

مدل‌های گفته شده بالا از جمله این مدل‌ها می باشد. که به عنوان مزایا و معایب این مدل رهبری می باشد.

 

نتیجه:

هنگامی بوروکراسی بعنوان یک مدل رهبری  به عامل بازدارنده در جهت اعتلاء و رشد و توسعه گروه یا سازمان بدل می‌شود، که متناسب با تحولات و رویدادهای حاصله در آن بخش‌ها از پیشرفت و تکامل باز ایستد. برای جلوگیری از این وضعیت و استفاده مؤثر از بوروکراسی به عنوان وسیله‌ای مفید در جهت دستیابی به هدف‌های توسعه بازسازی و رونق مجدد آن امری واجب و ضروری است. این مهم به دست نخواهد آمد مگر این که طی برنامه‌های آموزشی منظمی به طور مرتب کارگزاران و مجریان دست اندرکار بوروکراسی تحت آموزش و تعلیمات عالیه لازم قرار گیرند و تنها در این صورت است که امید به اعتلاء و تحول در «بوروکراسی حاکم » متناسب با احتیاجات متحول سازمان یا گروه وجود خواهد داشت.